دوشم برآمد از دل، آهی ز داغ جانسوز
جانم رسیده بر لب، کو باده ی دل افروز
از ناوک نگاهش، قلبم بشد پر از خون
کو اسپری که گیرم ، بر پیش آن جگردوز؟
گفتم گریزم از دام، لیکن نشد میسّر
آتش بشد دوچندان، زان دیدگان کین توز
گر بر دلم نباشد آرام، بس تعجّب
کآرام گیرد اینجا، از عشق تو دد و یوز
دلبر که با دوصد ناز، دوری گزیند ازما
یارب! سرش سلامت، پاینده باد و پیروز
پنهان شدی تو ازمن، ای شمس بی مروّت
وز هجر تو ببارد، چشم من هر شب و روز
کو باده ی دل افروز، جانم رسیده بر لب
ساقی برس به دادم، داغم بشد جهانسوز
نظرات ()از دلبر من بر دل من بر نظری نیست
از داغ دلم بر دل دلبر خبری نیست
هرچند که او را نظری نیست بدین دل
از آتش عشقش ز دلم سوته تری نیست
چندین که بگریم من از هجران دو چشمش
پرخون تر ازین دیده ی من چشم تری نیست
هرچند که خون دلم از دیده بجوشد
از اشک من اندر دل لعلش اثری نیست
او شاه شهان باشد و من بنده ی ناچیز
گر رحم کند بر من کوچک، ضرری نیست
رخسار وی همچون مه و من در چه و بیمار
بر شاخ امید دل من بار و بری نیست
گفتم که به پرواز گریزم ز بد دام
کو قدرت پرواز، مرا بال و پری نیست
از تیر ملامت که برآید به دلم، وای!
بی ترگم و بی جوشن و من را سپری نیست
جز عشق بدین چرخ نژند هیچ نبینم
بی هوش تر از من به جهان کور و کری نیست
اندر دو جهان از پری و حوری و انسان
خوش عشوه تر از دلبر من عشوه گری نیست
اندر صف دلسوختگان ره عشقش
بی دل شده تر از من بی دل، نفری نیست
اینگونه که او می بدرد سینه ی عشّاق
چون چشم وی اندر دو جهان نیزه وری نیست
در سینه ی من خفته دو صد گوهر پنهان
هرچند که در کیسه ی من سیم و زری نیست
نظرات ()من که باشم که رود خاطر من در دل یار
حقّه ی زر نبود جای نگهداری خار
خاک پاهای وی و دیده ی غمدیده ی من
سر ناچیز من و خاک سر کوی نگار
شمس من! نور گهرسای تو آرام من است
بلبلی در قفسم، زنده ام از بوی بهار
هله ای دل که اسیر غمی و مطرب عشق
میزند ساز غمت را سر هر کوی و گذار
لابه منما که ندارد اثری در دل لعل
اثری نیست ز خوناب گنهکار به نار
ارچه اندر دل لعلش نبود گوهر مهر
مهر او از ازلم حک شده اندر دل زار
عاشق زارم و هر قطره ی خونی که ز چشم
بر رخ زرد نشیند، بودم از غم یار
گرچه او را نظری نیست به نخچیر دلم
بنده ی روی وی ام، گرچه نیارد به شمار
گر چه پنهان شده ام در پس این جسم نزار
خفته اندر دل من قدرت صد سام سوار
نظرات ()با عرض سلام و پوزش، مدتی مشکلاتی پیش آمده بود که مجبور شدم تمام اشعارم را پاک کنم.
به زودی تمام اشعار قبلی و اشعار جدیدم را در وبلاگ خواهم گذاشت.
نظرات ()